تورم نقطهبهنقطه و تورم سالانه چه تفاوتی دارند و چگونه بر قدرت خرید تأثیر میگذارند؟
4 روز گذشته
- پادکست صوتی این مقاله
- خلاصه مطلب
- تورم چیست و چگونه اندازهگیری میشود؟
- شاخص قیمت مصرفکننده چیست؟
- یک مثال ساده از تورم
- تورم نقطهبهنقطه چیست؟
- نحوه محاسبه تورم نقطهبهنقطه
- تورم سالانه چیست؟
- نحوه محاسبه تورم سالانه
- تفاوت تورم نقطهبهنقطه و تورم سالانه
- چرا تورم نقطهبهنقطه و سالانه با هم متفاوتاند؟
- آیا کاهش تورم به معنای ارزان شدن کالاهاست؟
- تورم چه تاثیری بر قدرت خرید مردم دارد؟
- تاثیر تورم بر حقوق ثابت
- یک مثال از تغییر هزینههای خانوار
- تأثیر تورم بر پسانداز و سرمایهگذاری
- کاهش ارزش واقعی پسانداز
- تفاوت بازده اسمی و بازده واقعی
- چگونه اثر تورم را در تصمیمهای مالی در نظر بگیریم؟
- بررسی رشد درآمد نسبت به هزینهها
- توجه به ارزش واقعی پسانداز
- انتخاب سرمایهگذاری متناسب با ریسک
- اشتباهات رایج در تحلیل آمار تورم
- جمعبندی؛ شناخت تورم برای تصمیمگیری مالی بهتر
پادکست صوتی این مقاله
خلاصه مطلب
وقتی در اخبار میشنویم تورم نقطهبهنقطه به ۴۰ درصد رسیده یا تورم سالانه ۳۵ درصد اعلام شده، ممکن است این سؤال پیش بیاید که چرا برای یک اقتصاد دو عدد متفاوت وجود دارد. تفاوت این دو شاخص در دوره زمانی محاسبه آنهاست. تورم نقطهبهنقطه تغییر سطح قیمتها را نسبت به ماه مشابه سال قبل نشان میدهد، اما تورم سالانه میانگین سطح قیمتها در ۱۲ ماه اخیر را با میانگین ۱۲ ماه قبل از آن مقایسه میکند.هر دو شاخص برای بررسی وضعیت اقتصادی اهمیت دارند، اما اطلاعات متفاوتی ارائه میدهند. تورم نقطهبهنقطه تغییرات قیمت در یک بازه مشخص را نشان میدهد، در حالی که تورم سالانه تصویر هموارتر و بلندمدتتری از روند قیمتها ارائه میکند.
افزایش قیمتها مستقیماً بر قدرت خرید خانوارها تأثیر میگذارد. اگر درآمد افراد متناسب با تورم افزایش پیدا نکند، با همان مقدار پول میتوانند کالاها و خدمات کمتری خریداری کنند.
در این مقاله تفاوت تورم نقطهبهنقطه و سالانه، روش محاسبه آنها و تأثیرشان بر هزینههای زندگی، پسانداز و سرمایهگذاری را با مثالهای ساده بررسی میکنیم.
تورم چیست و چگونه اندازهگیری میشود؟
تورم به افزایش سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک دوره زمانی گفته میشود.برای مثال، اگر هزینه خرید مجموعهای از کالاها و خدمات مصرفی خانوار در طول یک سال افزایش پیدا کند، میتوان گفت سطح قیمتها رشد کرده است.البته تورم به این معنا نیست که قیمت تمام کالاها به یک اندازه افزایش پیدا میکند. ممکن است قیمت مواد غذایی رشد زیادی داشته باشد، در حالی که قیمت بعضی کالاها تغییر چندانی نکند یا حتی کاهش یابد.
شاخص قیمت مصرفکننده چیست؟
یکی از ابزارهای اصلی اندازهگیری تورم، شاخص قیمت مصرفکننده یا CPI است.
این شاخص تغییرات قیمت مجموعهای از کالاها و خدمات مصرفی خانوارها را اندازهگیری میکند.مواردی مانند خوراک، پوشاک، مسکن، حملونقل و خدمات درمانی در محاسبه این شاخص نقش دارند.
در ایران، مرکز آمار ایران گزارشهای تورم را براساس تغییرات شاخص قیمت مصرفکننده منتشر میکند.
یک مثال ساده از تورم
فرض کنید زیبا در سال گذشته برای خرید مجموعه مشخصی از کالاها و خدمات، ماهانه ۱۰ میلیون تومان هزینه میکرد.
اگر قیمت همان مجموعه کالاها و خدمات در سال بعد ۳۰ درصد افزایش پیدا کند، زیبا برای خرید مقدار مشابه باید ۱۳ میلیون تومان پرداخت کند.در صورتی که درآمد او همچنان ثابت مانده باشد، تأمین همان نیازهای قبلی دشوارتر خواهد شد.این مثال نشان میدهد تورم چگونه میتواند هزینه زندگی را افزایش دهد و قدرت خرید را کاهش دهد.
تورم نقطهبهنقطه چیست؟
تورم نقطهبهنقطه نشان میدهد سطح عمومی قیمتها در یک ماه مشخص نسبت به همان ماه در سال قبل چند درصد تغییر کرده است.برای مثال، تورم نقطهبهنقطه مهر ۱۴۰۵، سطح قیمتها در مهر ۱۴۰۵ را با مهر ۱۴۰۴ مقایسه میکند.این شاخص به ما کمک میکند متوجه شویم قیمت کالاها و خدمات نسبت به یک سال قبل چقدر تغییر کرده است.
نحوه محاسبه تورم نقطهبهنقطه
برای محاسبه این شاخص، مقدار شاخص قیمت مصرفکننده در ماه موردنظر با مقدار آن در ماه مشابه سال قبل مقایسه میشود.
فرمول محاسبه به شکل زیر است:
تورم نقطهبهنقطه = (شاخص قیمت ماه جاری − شاخص قیمت ماه مشابه سال قبل) ÷ شاخص قیمت ماه مشابه سال قبل × ۱۰۰
فرض کنید شاخص قیمت مصرفکننده در مهر سال گذشته ۲۰۰ بوده و در مهر امسال به ۲۸۰ رسیده است.در این صورت، تورم نقطهبهنقطه برابر با ۴۰ درصد خواهد بود.
یعنی سطح عمومی قیمتها در مهر امسال نسبت به مهر سال قبل ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
این اعداد فرضی هستند و نرخ واقعی تورم مهر ۱۴۰۵ را نشان نمیدهند.
تورم سالانه چیست؟
تورم سالانه در گزارشهای مرکز آمار ایران به معنای تغییر میانگین شاخص قیمت مصرفکننده در ۱۲ ماه منتهی به ماه مورد نظر نسبت به میانگین ۱۲ ماه قبل از آن است.برخلاف تورم نقطهبهنقطه که دو ماه مشخص را مقایسه میکند، تورم سالانه اطلاعات مربوط به ۲۴ ماه را در قالب دو دوره ۱۲ ماهه در نظر میگیرد.به همین دلیل، تغییرات کوتاهمدت قیمتها معمولاً اثر کمتری بر این شاخص دارند.
نحوه محاسبه تورم سالانه
فرض کنید میانگین شاخص قیمت مصرفکننده در ۱۲ ماه قبل از دوره مورد بررسی برابر با ۲۰۰ بوده است اگر میانگین شاخص در ۱۲ ماه اخیر به ۲۶۰ برسد، تورم سالانه برابر با ۳۰ درصد خواهد بود.یعنی میانگین سطح قیمتها در ۱۲ ماه اخیر نسبت به میانگین ۱۲ ماه پیش از آن، ۳۰ درصد افزایش یافته است.
نکته مهم این است که تورم سالانه با تورم نقطهبهنقطه پایان سال یکسان نیست و نباید این دو را به جای یکدیگر استفاده کرد.
تفاوت تورم نقطهبهنقطه و تورم سالانه
تفاوت اصلی این دو شاخص به بازه زمانی و نحوه مقایسه قیمتها مربوط میشود.
جدول زیر این تفاوت را به زبان ساده نشان میدهد.
| ویژگی | تورم نقطهبهنقطه | تورم سالانه |
|---|---|---|
| دوره مقایسه | یک ماه با ماه مشابه سال قبل | میانگین ۱۲ ماه اخیر با میانگین ۱۲ ماه قبل |
| اطلاعات مورد استفاده | شاخص قیمت در دو ماه مشخص | شاخص قیمت در دو دوره ۱۲ ماهه |
| واکنش به تغییرات جدید قیمت | معمولاً سریعتر | معمولاً تدریجیتر |
| کاربرد اصلی | بررسی تغییر سطح قیمتها نسبت به یک سال قبل | بررسی روند هموارتر تورم |
| مثال فرضی | ۴۰ درصد | ۳۰ درصد |

بنابراین اگر تورم نقطهبهنقطه ۴۰ درصد و تورم سالانه ۳۰ درصد اعلام شود، این اعداد لزوماً با یکدیگر تناقض ندارند.
هر شاخص، تغییرات قیمتها را از زاویه متفاوتی اندازهگیری میکند.
چرا تورم نقطهبهنقطه و سالانه با هم متفاوتاند؟
دلیل تفاوت این دو شاخص، روش محاسبه آنهاست .تورم نقطهبهنقطه فقط سطح قیمت در ماه جاری و ماه مشابه سال قبل را مقایسه میکند. اما تورم سالانه میانگین تغییرات قیمت در یک دوره طولانیتر را در نظر میگیرد.
برای مثال، اگر در چند ماه اخیر سرعت افزایش قیمتها بیشتر شده باشد، ممکن است تورم نقطهبهنقطه سریعتر از تورم سالانه افزایش پیدا کند.در مقابل، اگر سرعت رشد قیمتها کاهش یابد، ممکن است تورم نقطهبهنقطه زودتر کاهش پیدا کند، در حالی که تورم سالانه همچنان بالا باقی بماند.
آیا کاهش تورم به معنای ارزان شدن کالاهاست؟
خیر. کاهش نرخ تورم لزوماً به معنای کاهش قیمت کالاها نیست.
فرض کنید قیمت یک کالا در سال اول از ۱۰۰ هزار تومان به ۱۵۰ هزار تومان برسد. در این حالت، قیمت آن ۵۰ درصد افزایش یافته است.اگر در سال بعد قیمت همان کالا از ۱۵۰ هزار تومان به ۱۸۰ هزار تومان برسد، نرخ افزایش قیمت به ۲۰ درصد کاهش پیدا کرده است.
در این مثال، سرعت افزایش قیمت کمتر شده، اما قیمت کالا همچنان بالاتر رفته است.
به همین دلیل، کاهش تورم با کاهش سطح قیمتها تفاوت دارد.
تورم چه تاثیری بر قدرت خرید مردم دارد؟
قدرت خرید نشان میدهد با مقدار مشخصی پول، چه میزان کالا و خدمات میتوان تهیه کرد.وقتی قیمتها افزایش پیدا میکنند، اگر درآمد فرد ثابت بماند، قدرت خرید او کاهش پیدا میکند.
برای مثال، ممکن است فردی سال گذشته با ۱۰ میلیون تومان بخش زیادی از هزینههای ماهانه خود را پوشش میداد، اما امسال برای خرید همان کالاها و خدمات به مبلغ بیشتری نیاز داشته باشد.
تاثیر تورم بر حقوق ثابت
فرض کنید حقوق ماهانه علی در سال گذشته ۲۰ میلیون تومان بوده است.در سال جدید، حقوق او ۲۰ درصد افزایش پیدا میکند و به ۲۴ میلیون تومان میرسد.اما اگر سطح قیمت کالاها و خدماتی که علی مصرف میکند در همان دوره ۴۰ درصد افزایش یافته باشد، رشد حقوق او نمیتواند تمام افزایش هزینهها را جبران کند.
برای حفظ قدرت خرید قبلی، حقوق علی باید به ۲۸ میلیون تومان میرسید.بنابراین با وجود افزایش حقوق، قدرت خرید واقعی او کاهش یافته است.
یک مثال از تغییر هزینههای خانوار
فرض کنید خانواده رضا در سال گذشته ماهانه ۱۵ میلیون تومان برای مجموعه مشخصی از نیازهای زندگی هزینه میکردند.اگر قیمت همان مجموعه در سال بعد ۴۰ درصد افزایش پیدا کند، هزینه تأمین آن به ۲۱ میلیون تومان میرسد.در صورتی که درآمد خانواده متناسب با این افزایش تغییر نکند، ممکن است مجبور شوند مقدار خرید بعضی کالاها را کاهش دهند یا بخشی از هزینههای غیرضروری را حذف کنند.
این مثال نشان میدهد افزایش سطح قیمتها چگونه میتواند بر تصمیمهای روزمره خانوار تأثیر بگذارد.
تأثیر تورم بر پسانداز و سرمایهگذاری
تورم فقط هزینه خرید کالاها را افزایش نمیدهد؛ بلکه بر ارزش واقعی پول و نتیجه سرمایهگذاری نیز تأثیر میگذارد.
وقتی پول برای مدت طولانی بدون بازده نگهداری شود، در شرایط تورمی ممکن است قدرت خرید آن کاهش پیدا کند.
کاهش ارزش واقعی پسانداز
فرض کنید نسترن ۱۰۰ میلیون تومان پسانداز دارد و تصمیم میگیرد آن را برای یک سال بدون دریافت سود نگهداری کند.اگر سطح قیمتها در این مدت ۳۰ درصد افزایش پیدا کند، نسترن همچنان ۱۰۰ میلیون تومان پول دارد، اما با این مبلغ نمیتواند به اندازه سال قبل کالا و خدمات خریداری کند.
در این شرایط، قدرت خرید ۱۰۰ میلیون تومان او نسبت به ابتدای دوره تقریباً معادل ۷۶ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان خواهد بود.یعنی بدون اینکه موجودی حسابش کاهش پیدا کرده باشد، ارزش واقعی پسانداز او کمتر شده است.
تفاوت بازده اسمی و بازده واقعی
برای بررسی نتیجه سرمایهگذاری، فقط میزان سود اعلامشده کافی نیست.بازده اسمی نشان میدهد ارزش سرمایه چند درصد افزایش یافته است، اما بازده واقعی اثر تورم را نیز در نظر میگیرد.
برای مثال، اگر یک سرمایهگذاری در طول سال ۲۰ درصد بازده داشته باشد و سطح قیمتها در همان دوره ۳۰ درصد افزایش پیدا کند، قدرت خرید سرمایهگذار با وجود کسب سود اسمی کاهش یافته است.در این حالت، بازده واقعی تقریباً منفی ۷٫۷ درصد خواهد بود.
این مثال نشان میدهد افزایش عددی سرمایه همیشه به معنای افزایش قدرت خرید نیست.
چگونه اثر تورم را در تصمیمهای مالی در نظر بگیریم؟
برای مدیریت بهتر پول در شرایط تورمی، لازم است تفاوت میان افزایش درآمد، رشد قیمتها و بازده واقعی سرمایهگذاری را بشناسیم.
بررسی رشد درآمد نسبت به هزینهها
افزایش حقوق زمانی به بهبود وضعیت مالی کمک میکند که بتواند بخشی مناسب از افزایش هزینههای زندگی را پوشش دهد.به همین دلیل، بهتر است هنگام بررسی تغییر درآمد، رشد هزینههای ضروری خانوار نیز در نظر گرفته شود.
توجه به ارزش واقعی پسانداز
مبلغ پسانداز بهتنهایی نشاندهنده میزان قدرت خرید آینده نیست.
برای مثال، ممکن است فردی امروز برای خرید یک کالا ۵۰ میلیون تومان نیاز داشته باشد، اما چند سال بعد قیمت همان کالا افزایش پیدا کند.بنابراین هنگام تعیین اهداف مالی بلندمدت، باید احتمال تغییر سطح قیمتها را نیز در نظر گرفت.
انتخاب سرمایهگذاری متناسب با ریسک
برخی افراد برای کاهش اثر تورم بر سرمایه خود به بازارهای مالی توجه میکنند.
با این حال، هیچ داراییای وجود ندارد که در تمام شرایط بتواند قدرت خرید را حفظ کند یا سود قطعی بالاتر از تورم ارائه دهد.انتخاب دارایی باید براساس هدف مالی، افق سرمایهگذاری، میزان ریسکپذیری و شرایط بازار انجام شود.
اشتباهات رایج در تحلیل آمار تورم
یکی از اشتباهات رایج، یکسان دانستن تورم نقطهبهنقطه و تورم سالانه است. این دو شاخص دورههای متفاوتی را بررسی میکنند و ممکن است اعداد متفاوتی داشته باشند.اشتباه دیگر، تصور ارزان شدن کالاها هنگام کاهش نرخ تورم است. کاهش تورم معمولاً به معنای کندتر شدن سرعت رشد قیمتهاست، نه لزوماً کاهش قیمت آنها.همچنین نباید تورم عمومی را دقیقاً برابر با افزایش هزینه زندگی تمام خانوارها دانست. ترکیب هزینههای خانوارها متفاوت است و ممکن است فردی بخش بیشتری از درآمد خود را صرف مسکن کند، در حالی که فرد دیگری هزینه بیشتری برای حملونقل یا درمان داشته باشد.
به همین دلیل، تجربه شخصی افراد از افزایش هزینهها ممکن است با نرخ تورم عمومی متفاوت باشد.
جمعبندی؛ شناخت تورم برای تصمیمگیری مالی بهتر
تورم نقطهبهنقطه و تورم سالانه دو شاخص مهم برای بررسی تغییرات سطح قیمتها هستند.تورم نقطهبهنقطه قیمتها را با ماه مشابه سال قبل مقایسه میکند، اما تورم سالانه تغییر میانگین قیمتها در دو دوره ۱۲ ماهه را نشان میدهد.این تفاوت باعث میشود دو شاخص در یک زمان اعداد متفاوتی داشته باشند.از طرف دیگر، افزایش سطح قیمتها میتواند قدرت خرید خانوارها را کاهش دهد؛ بهخصوص زمانی که درآمد و بازده پسانداز یا سرمایهگذاری کمتر از رشد قیمتها باشد.
نکته مهم این است که افزایش مبلغ پول همیشه به معنای افزایش قدرت خرید نیست. برای بررسی وضعیت مالی، باید ارزش واقعی درآمد، پسانداز و سرمایهگذاری را نیز در نظر گرفت.
سوالات متداول
تورم نقطهبهنقطه سطح قیمتها را در یک ماه با ماه مشابه سال قبل مقایسه میکند، اما تورم سالانه میانگین شاخص قیمت در ۱۲ ماه اخیر را با میانگین ۱۲ ماه قبل از آن مقایسه میکند.
خیر. کاهش تورم معمولاً به معنای کاهش سرعت افزایش قیمتهاست. تا زمانی که نرخ تورم مثبت باشد، سطح عمومی قیمتها همچنان نسبت به دوره مقایسه افزایش یافته است.
هر دو شاخص اطلاعات مفیدی ارائه میکنند. تورم نقطهبهنقطه تغییر قیمتها نسبت به یک سال قبل را نشان میدهد و تورم سالانه برای بررسی روند هموارتر افزایش قیمتها کاربرد دارد.
اگر قیمت کالاها و خدمات سریعتر از درآمد افزایش پیدا کند، افراد با حقوق خود میتوانند مقدار کمتری کالا و خدمات خریداری کنند.
برخی سرمایهگذاریها ممکن است در دورههایی بازده بالاتر از تورم داشته باشند، اما چنین نتیجهای تضمینشده نیست. برای انتخاب روش مناسب باید ریسک، نقدشوندگی و افق سرمایهگذاری بررسی شود.




نظرات کاربران