یک گزارش تحلیلی جدید نشان میدهد که رشد فعالیت در اکوسیستمهای بلاکچینی مانند سولانا، لزوماً به افزایش قیمت توکن بومی (مثل SOL) منجر نمیشود. در عوض، ارزش مالی به سمت سهام شرکتهای زیرساختی (Equity) در حال حرکت است. دلیل اصلی این است که سهام، حق قانونی بر سود شرکت را فراهم میکند، در حالی که بیشتر توکنها چنین مزیتی ندارند. این یافتهها یک زنگ خطر برای سرمایهگذارانی است که روی رشد بلندمدت توکنهای پروتکل حساب کردهاند.
فرضیه «پروتکل چاق» زیر سوال رفت: ارزش کجا میرود؟
یک گزارش تحلیلی تازه، همان فرضیهای را نشانه گرفته که سالها ستون اصلی سرمایهگذاری روی توکنهای لایه یک بوده است. گزارش پژوهشی «51 Insights» میگوید ایده «پروتکل چاق» که طبق آن با بزرگشدن شبکه، توکن بومیاش هم گرانتر میشود، دیگر کارایی ندارد. دادهها حرف تازهای میزنند: فعالیت در اکوسیستمهای بلاکچینی بهشدت بالا رفته، اما ارزش مالیِ ساختهشده لزوماً سراغ توکنهای بومی نمیرود؛ بیشتر دارد به سمت سهام شرکتهای زیرساختی و لایه کاربردی سُر میخورد.
مطالعه موردی: از سولانا تا اتریوم، ارزش به توکن نمیرسد
نمونهاش سولانا. ژوئن ۲۰۲۵ برای این شبکه یک رکورد بود؛ حجم معاملات سهام توکنیزهشده با جهش ماهانه ۱۴۵ درصدی به ۳.۸۶ میلیارد دلار رسید. عددی چشمگیر. ولی این همه فعالیت هیچ کمکی به قیمت SOL نکرد و توکن، ۷۳ درصد پایینتر از سقف تاریخیاش معامله میشد. چرا؟ چون کارمزد این معاملات کلان به جیب صادرکنندگان دارایی و کارگزاران رفت، نه دارندگان SOL.
قصه فقط سولانا نیست. کافی است به لایه دوم رابینهود روی اتریوم نگاه کنید. از ۸۱۶ هزار دلار درآمد این عملیات، سهم شبکه اصلی اتریوم برای تأمین امنیت فقط ۱۵۳۸ دلار بود؛ در حالی که ۸۹ درصد درآمد نصیب خودِ رابینهود شد. توکنهایی مثل سلستیا (TIA) و پولکادات (DOT) هم با وجود بهبود شاخصهای بنیادین، به دلیل فشار فروشِ ناشی از آزادسازی توکنهای سرمایهگذاران اولیه، ریزشهای سنگینی را تجربه کردهاند.
ریشه تفاوت: حق قانونی سهام در برابر ماهیت توکن
ریشه این تغییر پارادایم، به گفته گزارش، در تفاوت ساختاریِ توکن با سهام است. وقتی غولهایی مثل استرایپ و مسترکارت میخواهند در یک شرکت کریپتویی سرمایهگذاری کنند، سراغ سهامش میروند، نه توکنش. دلیلش روشن است؛ سهام یک حق قانونی و مستقیم روی جریان نقدی و سود شرکت به همراه دارد، ولی بیشتر توکنهای پروتکل چنین حقی ندارند. سلستیا را در نظر بگیرید: در یک بازه ۲۴ ساعته فقط ۸۹ دلار درآمد داشته، در حالی که ارزش بازارش ۳۷۰ میلیون دلار است. این شکاف، گویای فاصله ارزشگذاری با درآمد واقعی است.
این روند با رشد بازار داراییهای واقعیِ توکنیزهشده (RWA) همخوانی دارد؛ جایی که سهام توکنشده و ابزارهای مالی سنتی، توجه سرمایهگذاران را بیش از توکنهای بومی پروتکلها جذب میکنند.
جمعبندی: آیا مدل اقتصادی توکنهای لایه یک شکست خورده است؟
برای کسانی که سبدشان را روی رشد بلندمدت اکوسیستمها و نگهداری توکنهای بومی بستهاند، این یافتهها زنگ خطر است. مدل اقتصادی خیلی از پروتکلهای لایه یک، در رساندن ارزش به توکن خودشان کمآوردهاند؛ روندی که با شکست دهها پروژه کریپتویی در سال جاری نیز همراستا به نظر میرسد. به نظر میرسد نگاه بازار کمکم به سمت سهام شرکتهای زیرساختی و پروژههایی میچرخد که مکانیزم مستقیمِ تقسیم سود با سهامداران خود دارند.
منبع: WuBlockchain




نظرات کاربران